تاریخ : شنبه 1393/02/20 | 21:54 | نویسنده : حدیث






تاریخ : سه شنبه 1392/03/7 | 00:30 | نویسنده : حدیث
7خرداد1372
جمعه
ساعت 16:45
طنین صدایم پیچید دراین بیکرانه...
قدم نهادم به دنیایی که برایم جذاب بود...

اکنون
7خرداد1392
20بهار ازعمرم گذشت
طنین صدایم هرروزه درگوش صدهانفر میپیچد...دیگر چه فرقی دارد؟رنگ وبویش راازدست داده است

هرروزه قدم میزنم ومی اندیشم چه شد که آمدم؟
دیگر اینجابرایم جذاب نیست
دیگر رنگی ندارد
تنهاچیزی که درآخرین روز دومین دهه اززندگیم از خدایم خواستارم،آرامشی برای دل بیقرارم است...

بیستمین بهار زندگیم هم ورق خورد وهیچ ازاین بابت شادنیستم
وهیچ احساس خوبی ندارم...







+طبق حرفی که زدم 7خرداد اومدم

. ازهمه دوستایی که توی این مدت بودن یه دنیاممنونم
.مزیتی که این تعطیلی داشت این بود که مرام خیلیا رو نشونم داد!!!




تاریخ : پنجشنبه 1392/02/5 | 12:01 | نویسنده : حدیث

تا اطلاع ثانوی تعطیل است...

 

دیشب بستمش

میخواستم کلا ببندمش

ولی هرچی باشه برام مث یه بچه میمونه

دلم نیومد

میذارم بمونه

ولی خودم باید آدم بشم

آدم

 

بازمیمونه

ولی یک ماه نیستم

مطلب نمیذارم

 

ازالان تاروز تولدم

7 خرداد برمیگردم.



تاریخ : سه شنبه 1392/02/3 | 23:48 | نویسنده : حدیث
جان من
جان من
جان من اگه حوصله نداری یه قدم دیگه هم برندار...

این پست اصن کلا باهمه فرق داره
نری بخونی بیای لیچار بارم کنی که من الان از خودت قاطی ترما....

اگرم خوندی وردشدی وهیچی نگفتی که هیچ...نوکرتم هستم...



+   +   +   +   +   +

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 1392/02/3 | 23:37 | نویسنده : حدیث



زیبایى یک دختر در عریانی اش نیست
اما باور کن پوشش هم برای او

ارمغانش،نه نجابت است و نه امنیت...


کاش چشمان تو حجاب داشت
تویی که نمی توانی پاک ببینی...




تاریخ : دوشنبه 1392/02/2 | 21:50 | نویسنده : حدیث





+پ ن

با کسی در افتادیم که میلیون ها کیلومتر زیرخط فهمه...!
من نمیدونم چرابغضی ازماها این رفتارای ناپسند رو داریم آخه...

آخه ماهم انسانیم ناسلامتی
داریم زندگی میکنیم...

ای خدا
حیف  حیف  حیف

حیف که نمیشه همه چیو بیان کرد...
دلم برای کلبه میسوزه خب

میترسم دستم به اشتباه چیزی رو تایپ کنه که بیان درش روببندن...

حیف...



تاریخ : سه شنبه 1392/01/27 | 10:28 | نویسنده : حدیث

دوستام واسم دعاکنید مخم درحال انفجاره






+پ ن

امروزپنج شنبه 92/1/29   ساعت 12:47

دوستای گلم خیلی ازتون ممنونم که به یادم بودین وهستین.

اتفاق خاصی نبود

یه خستگی ساده با یه سردرگمی

همچنان ادامه داره ولی دارم باهاش کنارمیام...




تاریخ : شنبه 1392/01/24 | 17:42 | نویسنده : حدیث



دوست مهربونم
یه مقدار طولانیه ولی بهت پیشنهادمیکنم باشکیبایی،تاآخرش رو بخونی چون واقعا عالیه.


بیا اینجا...
تاریخ : چهارشنبه 1392/01/21 | 23:19 | نویسنده : حدیث


برای اینکه حجم مطالب روی صفحه اصلی زیادنباشه بردمش توی ادامه مطلب...

بیا اینجا...
تاریخ : چهارشنبه 1392/01/21 | 13:25 | نویسنده : حدیث
آرزو داشتم خودمم میتونستم اون روز  اونجاباشم

شنیدم از جمعه شروع شده
یکشنبه هم آروم آروم رسیده به زیر پل ها

گزارش لحظه به لحظه میدادن دوستام
خوش به حالشون
الانم میگن شلوغه شلوغه
پل خواجو
سی وسه پل
پل چوبی
جای خودم خالی

اولین باری بود که باتمام وجودم آروزم این بود که کاش میشد اون لحظه اونجا میبودم...
ولی نشد
حیف...


اصفهان زیبا
همیشه زیبا بمون

زاینده رود
زنده رود
بازم زنده شد
خدایا شکرت...















تاریخ : چهارشنبه 1392/01/21 | 13:08 | نویسنده : حدیث


تاریخ : شنبه 1392/01/17 | 15:00 | نویسنده : حدیث

توی سال جدید بالاخره یاد می گیری!

 

از یک دوستت دارمِ ساده، برای دلت یک خیالِ رنگارنگ نبافی

که رابطه یعنی بازی و اگر بازیگری نکنی، می بازی

که داستان های عاشقانه، از یک جایی به بعد رنگ و بوی منطق به خود می گیرند

که سر هر چهار راهِ تعهد، یک هوسِ شیرین چشمک می زند

یاد می گیری

که خودت را دریغ کنی تا همیشه عزیز بمانی

که آدم جماعت چه خواستن های سیری ناپذیری دارد

و چه حیله هایی برای بدست آوردن

که باید صورت مسئله ای پر ابهام باشی، نه یک جوابِ کوتاه و ساده

که وقتی باد می آید باید کلاهت را سفت بچسبی، نه بازوی بغل دستی ات را

امسال باید بفهمی

در انتهای همه گپ زدن های دوستانه، باز هم تنهایی

و اون همان لحظه ای ست

که همه چیز را بی چون و چرا می پذیری

با رویی گشاده

و لبخندی که دیگر خودت هم معنی اش را نمی دانی.

 

 

از وبلاگ:آیلار

 




تاریخ : پنجشنبه 1392/01/15 | 20:11 | نویسنده : حدیث


تاریخ : پنجشنبه 1392/01/15 | 19:55 | نویسنده : حدیث
نمیدونم چی بگم...

فقط میدونم به همون اندازه ای که بعد ازشنیدن خبر فوت خسروشکیبایی،شوکه شدم
زمانی که این روشنیدم هم به همون اندازه شوکه شدم...
4 روز میگذره
ولی همچنان هممون توی شوک از دست دادن عسل سینمای ایران هستیم/.

عسل بانو
روحت غرق درآرامش عزیزم




تاریخ : چهارشنبه 1392/01/7 | 17:57 | نویسنده : حدیث








If you want something want it with your entire being





comment
تاریخ : چهارشنبه 1392/01/7 | 01:27 | نویسنده : حدیث


تاریخ : جمعه 1392/01/2 | 15:27 | نویسنده : حدیث






تاریخ : جمعه 1392/01/2 | 15:15 | نویسنده : حدیث


تاریخ : سه شنبه 1391/12/29 | 01:34 | نویسنده : حدیث


تاریخ : جمعه 1391/12/25 | 16:59 | نویسنده : حدیث



یه دنیا حرف  دارم ولی با سکوت میگم...

بقیه اش
تاریخ : سه شنبه 1391/12/22 | 23:13 | نویسنده : حدیث




چای را انتظاری نیست اگر تلخ است...

... واما ، اگر تنها بگذاریش سرد میشود...

 

اما ما انسانهارا انتظار هست؛

نکند تلخ شویم...

یا که از تنهایی ، سرد...!؟






تعداد کل صفحات : 22 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic