تبلیغات
تاخداهست،زندگی بایدکرد... - 20
تاریخ : دوشنبه 1392/03/6 | 23:30 | نویسنده : حدیث
7خرداد1372
جمعه
ساعت 16:45
طنین صدایم پیچید دراین بیکرانه...
قدم نهادم به دنیایی که برایم جذاب بود...

اکنون
7خرداد1392
20بهار ازعمرم گذشت
طنین صدایم هرروزه درگوش صدهانفر میپیچد...دیگر چه فرقی دارد؟رنگ وبویش راازدست داده است

هرروزه قدم میزنم ومی اندیشم چه شد که آمدم؟
دیگر اینجابرایم جذاب نیست
دیگر رنگی ندارد
تنهاچیزی که درآخرین روز دومین دهه اززندگیم از خدایم خواستارم،آرامشی برای دل بیقرارم است...

بیستمین بهار زندگیم هم ورق خورد وهیچ ازاین بابت شادنیستم
وهیچ احساس خوبی ندارم...







+طبق حرفی که زدم 7خرداد اومدم

. ازهمه دوستایی که توی این مدت بودن یه دنیاممنونم
.مزیتی که این تعطیلی داشت این بود که مرام خیلیا رو نشونم داد!!!