تبلیغات
تاخداهست،زندگی بایدکرد... - برگشتم ولی موندم...
تاریخ : یکشنبه 1392/08/19 | 12:32 | نویسنده : حدیث
دلم میخواست یه عالمه حرف بزنم 
حرف بزنم وبگم كجابودم...بگم چقدر قشنگ بود اما غریب
بگم از خیلی چیزایی كه شنیده بودم اما تونستم به سرزمینش قدم بذارم...
اما...
دوس داشتم اونجاكه هستم بارون بیاد...
اومد...اونم چه بارونی...
سفر خیلی فوق العاده ای بود...
امیدوارم هركسی كه دوس داره اونجا رو ببینه،خیلی زود به آرزوش برسه.
برام سخته درك كنم كه برگشتم ودیگه اونجا نیستم...
میدونم كه دوباره خیلی زود بازم میرم اونجا.

دلم برات تنگه خیابون بهشت*بین الحرمین*
دلم برای قدم به قدمی كه برمیداشتم و نمیفهمیدم دارم كجا راه میرم تنگه...
خدایا...كاری كن بازم اون روزای قشنگ برگرده...