تبلیغات
تاخداهست،زندگی بایدکرد... - این روزهای من...
تاریخ : سه شنبه 1392/12/20 | 01:05 | نویسنده : حدیث

این روزها وبانزدیک شدن سال جدید،علاوه بر خونه تکونی،یه عالمه کار دیگه هم دارم...

کلا حال خوبی دارم

سال گذشته برام پر از فراز ونشیب بود!

اول سال برام خیلی خوب شروع نشد ویعنی یه اقدام از خودم باعث شد 14 فروردین خوبی رو نداشته باشم؛

ولی با کمک چند تا ازهمین دوستای مجازیم تونستم یه کم با اوضاع کنار بیام ولی همچنان وقتی به اون حادثه فکرمیکنم حالم دگرگون میشه...

به مرور اتفاقات خوبی برام رقم خورد.

همراه با فرشته های زندگیم به بهترین سفر زندگیم رفتم؛

تونستم چندتا ازکارام رو که خیلی وقت پیش باید انجام میدادم رو انجام بدم واین مورد حالم رو بهتر کرد...

بازهم مثل سال گذشته ،مادرم(عشق زندگیم) به دردی مبتلا شد که البته الان وبه کمک خدا حالش خیلی از منم بهتره

اما بهترین ومهم ترین اتفاقی که میتونست بیفته ،افتاد وباعث شد من در 20 سالگی دوباره متولد بشم

اتفاقی که خیلی حالمو خوب کرد وامیدوارم این حال خوب همیشه باهام بمونه،این بود که بعد از چندین سال موفق شدم شرایطم رو جوری بسازم که به هدفی که مدتها بود دنبالش بودم برسم وتونستم به کلاس دف برم...

الان خیلی از این بابت خوشحالم...

در کل سال خوبی بود

یه عاااااااالمه تجربه های خوب وجدید به دست آوردم ، وشاید هم چند تا تجربه ای که باعث میشه برای بار دوم یه راه اشتباه رو انتخاب نکنم؛

وهمیطور تجربیاتی که از سالهای گذشته زندگیم بدست آورده بودم وهمچنین همراهی مادرم باعث شد از خیلی از راه های غلط دوری کنم ودورشون بزنم...

خدارو بابت همه اتفاقات خوب وبد زندگیم ، بابت همه دوستام، بابت همه نعمتای خوبی که امسال بهم داد ،بابت خیلی چیزایی که ازم گرفت ،بابت عشقی که تو دلم کاشته تا همه رو دوست داشته باشم ،بابت سکوتی که دارم ،بابت وجود پدرم-برادرم ودایی خوبم که محرم دلمه ومرهم دردام وبابت وجود مادرم که تمام زندگیمه وبابت همههههههههه چی شاکرم...