تبلیغات
تاخداهست،زندگی بایدکرد... - مطالب دی 1390
تاریخ : جمعه 1390/10/30 | 23:36 | نویسنده : حدیث
حکایت نویس مباش/چنان باش که ازتو حکایت کنند.
                                                                                                                                          <<ابوسعیدابوالخیر>>


تاریخ : جمعه 1390/10/30 | 23:31 | نویسنده : حدیث
چه بسیارانسانهادیدم تنشان لباس نبود و چه بسیار لباسها دیدم که انسانی درونش نبود.

دکترعلی شریعتی



طبقه بندی:

تاریخ : جمعه 1390/10/30 | 05:39 | نویسنده : حدیث
خوشبختی ناشی ازچیزهایی که داریم نیست، بلکه ناشی از نحوه زندگی کردن ماست.
                                                                                   "جیم ران"



طبقه بندی: یک روزتازه/یک پیام تازه،

تاریخ : جمعه 1390/10/30 | 02:08 | نویسنده : حدیث
فرق است میان بچگی وکودک بودن...
بچگی،ناپختگی است و کودک بودن معصومیت...


کاش همیشه کودک می ماندم!!!



طبقه بندی:

تاریخ : جمعه 1390/10/30 | 02:06 | نویسنده : حدیث
خدایا!

آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی ازنبودنم ....

وآنگونه بمیرانم که شاد نشود دلی ازنبودنم!!!




طبقه بندی: آقای واژه ها،

تاریخ : جمعه 1390/10/30 | 01:47 | نویسنده : حدیث
سلام خداجونم

بازم سلام...بازم یه دنیاشرمندگی...بازم گله ازدست خودم...بازم گله ی دیگران ازمن...

اما...
بازم تو...

خدایا...من میدونم بین خیلی ازکسایی که تورونمیفهمن...بین خیلی هایی که میبیننت امانمیخوان دیده بشی،
کسایی هم هستندکه میخوان تورو...
کسایی هستن که توروباتمام وجود میپرستن و عاشقت هستن...
تنهاعشق وامیدشون تویی...
من اینومیفهمم...به خودت قسم که میفهمم.

من اگه دارم میگم به نام تویی که ازیادتمام اهل عالم رفته ای...منظورم این نیست که نیستی...منظورم این نیست که فقط من تورومیپرستم...
منظورم این نیست که توفقط مال منی و بس...
خدایا...به همه ما قدرتی بده که بفهمیم...

آمین




طبقه بندی: سعدی،

تاریخ : چهارشنبه 1390/10/28 | 01:13 | نویسنده : حدیث
در پس هر رنج و درد، درسی نهفته است که با یادگیری آن،
دردورنج ازمیان می رود.

"جی.پی.واسوانی"



طبقه بندی: یک روزتازه/یک پیام تازه،

تاریخ : سه شنبه 1390/10/27 | 23:36 | نویسنده : حدیث
سعی کن دربرخورد با دیگران، آن هاراهمچون معلمی بپنداری.

                                                                  "وین دایر"



تاریخ : سه شنبه 1390/10/27 | 23:33 | نویسنده : حدیث
با تمام وجود گناه کردیم

اما او نه نعمتش را از ماگرفت و نه گناهانمان رافاش کرد!

حال اگر اطاعتش کنیم چه خواهدکرد؟؟؟




طبقه بندی:

تاریخ : سه شنبه 1390/10/27 | 23:25 | نویسنده : حدیث
خدایا...!!!

تو را غریبانه دیدم و غریبانه عاشقت شدم...

تورابخشنده پنداشتم وگناهکارشدم...

تورا وفاداردیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم...

خدایا...!!!

تومرا چه دیده ای که وفادار مانده ای...؟؟؟




طبقه بندی: آقای واژه ها،

تاریخ : سه شنبه 1390/10/27 | 23:21 | نویسنده : حدیث
وقتی ایمان داری که حق باتواست ودرست می گویی،هرگزاز حرف های مردم نگران وناراحت نشو!

                                                                                                              "الینور روزولت"



طبقه بندی: یک روزتازه/یک پیام تازه،

تاریخ : دوشنبه 1390/10/26 | 22:50 | نویسنده : حدیث
سلام خدای مهربونم
سلام عشق بی کرانم
سلام ای همیشه همراه ویاورمن
میدونم،میدونم که الان داری بازم باخودت میگی:این بنده منونیگاش کن،عجب رویی داره؟
اماخدایا....
من که غیرازتوکسی روندارم!دارم؟
خب ندارم دیگه...
خدیا....خیلی شرمندتم...خیلی زیاد
همیشه پس زدم تورو...واین کارم درست زمانی بوده که بیشترین نیاز رو بهت داشتم...
خدایا
دلم خیلی پره،ازهمه جا،ازهمه چیز،ازهمه کس...
غصه دارم...امانه زیاد
چون میدونم که همراه منی.میدونم که حتی اگه خودمم بخوام تنهام نمیذاری
خدای من!
من وقتی که گناه میکنم،حس میکنم توروباتمام پرروییم...میبینم تورو...اما...اما...؟؟؟!!!
...اماکوووو؟
کو خجالتی که بایدداشته باشم؟
خدایا! وقتی که دارم گناه میکنم...میدونم که باهامی وتنهام نمیذاری...
چه برسه به زمانی که بهت نیازهم دارم...
خدای خوشگلم
خیلی حرف دارم باهات
بااینکه همیشه برات نامه مینویسم/امااین دفعه تصمیم دارم این نامه هارواینجابذارم
شااااااید برام باعث خجالت بشه
بذارهمه بدونن که:خدایی دارم که هیچ وقت تنهام نمیذاره/امامن درسخت ترین شرایط بهش پشت کردم
امااون بازم منوتنهام نذاشت
توی سختی هامم خودشو بالاخره یه جوری بهم نشون داد.....
عاشششششقتم خدایااااااا




طبقه بندی: سعدی،
برچسب ها: من وخدا...،

تاریخ : دوشنبه 1390/10/26 | 22:35 | نویسنده : حدیث
از شر کسی که برای خود ارزش قائل نیست،ایمن مباش.
"امام هادی(ع)"



طبقه بندی: یک روزتازه/یک پیام تازه،

تاریخ : دوشنبه 1390/10/26 | 22:31 | نویسنده : حدیث
سلاااااااااام
بایه عالمه انرژی برگشتم
این دوروزه که نت نداشتم تازه متوجه شدم که چقدربه دوستام ونت وابسته شدم.
وای خدایا
این نت رو ازمانگیر...
الهی آمین



تاریخ : جمعه 1390/10/23 | 14:33 | نویسنده : حدیث
تلویزیون ثابت کرد که مردم حاضرند به هرچیزی نگاه کنند،مگر به همدیگر...
(آن لاندرز)



تاریخ : جمعه 1390/10/23 | 02:42 | نویسنده : حدیث
تنها چیزی که داری، خود توست.
"لئوبوسکالیا"



طبقه بندی: یک روزتازه/یک پیام تازه،

تاریخ : جمعه 1390/10/23 | 00:17 | نویسنده : حدیث
چندسال پشت سر هم دردهکده شیوانا باران شدیدی می بارید وگاهی اوقات شدت باران به حدی بود که سیلاب به داخل حیاط مدرسه و حتی کلاسها ومحل استراحت دانش آموزان هم راه می یافت.
برای مقابله بااین مشکل،شیوانا به این نتیجه رسید که باید اطراف مدرسه کانال بزرگی کنده شود و سیل در مسیر این کانال به سمت رودخانه هدایت شود.
به همین دلیل یکی ازباهوش ترین وماهرترین شاگردان را مأمورانجام این کار کرد.
شاگردباهوش،بعدازچند روز فکرومطالعه باناامیدی نزد شیوانا آمدوگفت:" ساخت این مسیل گرداگرد مدرسه غیرممکن است! بعضی ازقسمت ها سنگی هستندو به هیچ شکلی نمیتوان آنها را تراشید.
بعضی ازقسمت هاهم تپه های عظیم خاکی هستند که برداشتن آنها محال وغیرممکن است.درنتیجه انجام این کار غیرممکن به نظر می رسد!"
شیوانابا خنده گفت:"می گویی غیرممکن است ومیخواهی نتیجه بگیریم که امسال هم زمستان مثل سال های قبل عذاب بکشیم ودندان روی جگر بگذاریم؟"
شاگردشانه هایش رابالا انداخت وگفت:"چاره ای نیست !غیرممکن است دیگر!!!"
شیوانا سرش راتکان دادوهیچ نگفت.روزبعدیکی از شاگردان نزدشیوانا آمدوبه اوگفت:"پدرپیری دارم که درجوانی پل های زیادی ساخته.اوالأن ازکارافتاده است امامی تواندبه مامشورت دهدو ما مسیل رابسازیم.اجازه دهید بروم او رابیاورم ،شاید غیرممکن ،ممکن شود؟!"
شیواناموافقت کرد.
پیرمردپل سازرا سوار برتخت کردند و اورا طراف مدرسه بردوش حمل کردند تا همه جوانب راببیند.بعدازکمی استراحت،پیرمردگفت:"سنگ هالازم نیست تراشیده شوند،اصلا نیازی نیست کانال نزدیک مدرسه حفرشود.می توان در فاصله دورتری از مدرسه کانال بزرگتری ساخت وکل دهکده راپوشش داد.فقط باید همه اهالی برای این کار همت کنند."
توصیه پیرمرد موبه مو اجراشدوچند ماه بعد در اطراف دهکده مسیل هایی عریض وکارساز برای هدایت سیلاب ساخته شد...شیوانا شاگردان را کنار مسیل برد وبه آنها گفت:"وقتی کسی می گوید چیزی غیرممکن است ،داردبه زبان بی زبانی می گوید من نمیدانم این کارراچگونه انجام هم؟
برای ایم که غیرممکن به ممکن تبدیل شودکافی است دنبال یادگرفتن وآموختن ویافتن وفهمیدن روش انجام آن کاربگردیم؛
چیزی به نام غیرممکن وجودندارد.





طبقه بندی: شیوانا،

تاریخ : پنجشنبه 1390/10/22 | 23:58 | نویسنده : حدیث

   

احساس غریبی نکن اینجا که رسیدی ،

 

این کلبه ناچیز تعلق به تو دارد.



تاریخ : پنجشنبه 1390/10/22 | 19:06 | نویسنده : حدیث
زدگی یعنی پریدن ازروی ارتفاعی بلند که افتخار صعودش باتوست وتو میتوانی درحین سقوط،به قدرت پروازی که نصیبت شده نیزفکرکنی ودرهمان لحظه به حادثه ای که درپایین درانتظارت است نیز بیندیشی.
ما می توانیم به لحظه های نیامده و یادقایقی که هنوزدرگیرشان نشده ایم نیزبیندیشیم.
اما چه بخواهیم؛چه نخواهیم،زندگی درجریان است، باتمام زیبایی ها و آن چه که ماگاهی فکرمی کنیم زشت است.
مهم این است که باورداشته باشیم که خدا درکنارمااست ودستانمان در دستان او وهرگز اجازه نمیدهد که دربازارچه شلوغ زندگی گم شده وبه حال خودرهاشویم...




طبقه بندی:

تاریخ : پنجشنبه 1390/10/22 | 18:41 | نویسنده : حدیث
برای رسیدن به معنویت،بایددست از افراط وتفریط برداریم.
                                                
                                                    "لئوبوسکالیا"



طبقه بندی: یک روزتازه/یک پیام تازه،