تاخداهست،زندگی بایدکرد... چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید ... همین http://hayajanearamesh.mihanblog.com 2020-05-30T02:02:19+01:00 text/html 2020-05-27T22:46:20+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث هفت خرداد نود ونه http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/483 برای خودم به یادگار میذارم اینجا،تا یادم بمونه همیشه اینجارو text/html 2020-03-23T21:29:26+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث ۹۹ http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/482 سلام <div>سال نو مبارک⁦❤️⁩</div><div>کیا هستن اینجا هنوز؟</div> text/html 2017-01-23T20:35:59+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث برای گذشته http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/479 سلام<br>تویی که بخشی از گذشته منی <br>تویی که میگی بعد از مدتها اومدی و سرزدی به وبلاگم وپیشرفتام رو بهم تبریک گفتی<br><br>تو...<br>تو چرا هنوزم میای؟ <br>چرامیای؟؟؟؟<br>چرا چندوقت یکبار میای و....<br>&nbsp;لطفا نباش...میشه ؟؟؟ <br> text/html 2016-09-27T20:10:05+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث ... http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/478 <img src="http://s9.picofile.com/file/8268866950/photo_2016_09_27_23_39_06.jpg" alt="" height="345" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0" width="489"><br><br><br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img src="http://s8.picofile.com/file/8268867734/photo_2016_09_27_23_39_21.jpg" alt="" height="363" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0" width="363"><br> text/html 2016-08-18T07:26:00+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث بازیابی همه خاطرات http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/477 <br>خیلی وقته به خیلی چیزا فکر میکنم !<br>به خیلی چیزا فکر میکنم و میبینم که یا راه های غلط زیادی رو رفتم وحالا که میخوام همه چی رو به حالت قبلش برگردونم، چون توی روح وروانم جا خوش کردم، خب یه کم سخته , درد داره, به قول مامانم تغییر همیشه درد داره , درد روحی!<br>من همه زندگیمو همیشه مکتوب میکنم ,همیشه مینویسم, از همه چیز وهمه کس...<br>اما مدتیه راکد شده این نوشتنم, غصه دارم به خاطر این موضوع,چون مثل قبل نمیتونم راحت با قلم وکاغذ ارتباط بگیرم وهمه درددل هامو اونجا بنویسم !<br>یه چندوقتی میشه که هی به خودم میگم میشینم ودوباره شروع میکنم ولی جور نمیشد,حتی اینجاهم که دفترچه مجازیم بود رو هم رهاکردم والان میبینم که چقد اون روزای اول وروحرارت داشت والان...<br>دیشب یه خوابی دیدم که خیلی دگرگونم کرده!<br>از صبح که بیدارشدم همش رفتم دارم توی سال 90 و 91 زندگی میکنم,اتفاقایی که اون روزا وتوی اون سالها برام افتاده بود ورقم خورده بود شاید مسیر زندگیم روعوض کرد... حالا یا خوب یا بد...!!!<br>غرق در افکارم بودم که کشیده شدم به سمت وبلاگ و یاد حرارت اون روزای اولش افتادم که چقدر همه چی شاید به ظاهر خوب بود!!!!<br><br>دلم تنگ شده برای خیلی چیزا<br>برای خیلی شرایط<br>برای خیلی آدمایی که دیگه توی زندگیم نیستن و با یادکردنشون,حای ذهن وقلبم درد میگیره,اما دل تنگی به هیچ کدوم اینها هیچ ربطی نداره وحتی همیشه دلتنگی به معنای خواستن وبرگردوندن اون شرایط واون آدما هم نیست... ولی من دلم تنگ میشه باهمه این احوال...<br><br>دارم بزرگ میشم ودارم یادمیگیرم خیلی چیزا رو...<br>اما یادگیری هم مثل تغییر، باخودش درد وسختی به همراه میاره...<br><br>مدتیه درگیر تغییرزندگیمم، به شدت به کندی پیش میره و به شدت داره اذیتم میکنه و به شدت به فکر فرو میرم که بیرون اومدنم واقعا سخته وعذاب آور ودلم میخواد گاهی همونجا توی افکارم بمونم وزندگی کنم...<br>اماباهمه این احوال،این حالم رو دوست دارم چون داره بهم نشون میده میتونم شرایطم رو ,حتی باسختی هم که شده تغییربدم...<br><br>آهای روزای گذشته<br>دلم براتون تنگه...<br> text/html 2016-03-20T00:34:00+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث یه سال جدید بدون مهربون http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/475 <br><img src="http://uupload.ir/files/pdmz_photo_2016-03-19_17-36-33.jpg" alt="" align="bottom" height="286" hspace="0" border="0" vspace="0" width="193"><br><br><br>سلام مهربون<br>میدونم جایی که هستی خیلی خوبه وخیلی راحتی...<br>میدونم بالاخره به اون چیزی که میخواستی رسیدی،اما سخته باورنبودنت...<br><br>سه ماه از پروازت داره میگذره وبیشتر از همیشه توی قلبم حست میکنم مهربونم...<br><br>عید امسالم رو با گرمی یادت توی قلبم تحویل میکنم ،میدونم که مثل همیشه هستی...<br><br>دایی جونم ، عیدت مبارک مهربونم <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"> text/html 2016-01-24T22:38:54+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث دایی http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/474 سلام دایی مهربونم<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/12.gif"><br>دلم برات تنگه،خیلی خیلی زیاد دلم برات تنگه رفیق<br>نیستی !<br>خیلی وقته نیستی...<br>یکشنبه هارو به نامت سند زدم رفیقم...همون یکشنبه هایی که بهم زنگ میزدی ومیومدی باهم میرفتیم همون امامزاده ای که دوسش دارم<br>حتی اگه نمیتونستی بیای، بازم سراغمو میگرفتی...<br>نگرانم بودی که نکنه ناراحت باشم از چیزی وبهت نگم... <br>دایی!<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif"><br>از وقتی نیستی ، نرفتم امامزاده ! به دلم نمی چسبه بدون رفیقم برم اونجا<br>دایی جونم ،مهربونم ،رفیق و محرمم،محرم دلم، مرهم دردام ... چرانیستی؟ <br>چرا یک ماهه رخ نشون نمیدی؟<br>تو که بدقول نبودی رفیق! تو که بی معرفت نبودی حاجی !<br>خواهرزاده ات ناراحته ونیستی؟؟؟ کی باورش میشه حدیث دلش بگیره وداییش پیشش نباشه که آرامش قلبش باشه؟؟؟<br>کی باورش میشه حدیث داره پیشرفت میکنه و داییش،عشقش ،نباشه که ببینه رشدش رو؟؟؟<br>دایی ؟ هیچکی باورش نمیشه نبودنت رو ! <br>نه من ،نه مامان و نه بابام ونه هییییچ کس دیگه ای... دایی جونم ، عشقم؟ منتظرم برگردی <br>یادم نمیاد هیچ وقت منو منتظر نگه داشته باشی... اماالان سی و پنج روزه دلم گرفته از نبودنت...دلم گرفته از ندیدنت، از اینکه نیستی پیشونیمو ببوسی،که نیستی بازم بهم توی رسیدن به جواب سوالام کمکم کنی...<br>دایی دلم خیلی برات تنگه...<br><br>به خداسپردمت، از خود خدا هم تورو میخوام...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/63.gif"><br>خداجونم؟ <br>میدونم گناه کارم... اما میشه به دل مامانی جونم و آقاجونم و دخترای ناز داییم نگاه کنی؟ میشه خبری از داییم بهمون برسونی زودی؟؟؟<br><br><br> text/html 2015-12-12T17:15:38+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث دومین حضورهورام درنمایشگاه http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/473 <p>هورام در نمایشگاه بین المللی تهران</p><p>سالن 25/A<br></p><p> باحمایت مهربانان وهمدلان دانشگاه فرهنگ وهنرواحد 11&nbsp; <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"><br> 22 الی 25 آذرماه 1394</p> خوشحال میشم ببینمتون <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif"> text/html 2015-12-04T15:38:52+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث دوستی http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/472 دوست عجب امنیت خوبی ست …<br>میتوانی با او خودِ خودت باشی …<br>میتوانی دردهایت را …<br>هرچندناچیز …<br>هرچند گران …<br>بی خجالت با او در میان بگذاری …!<br>از حماقت هایت بگویی …<br>دوست انتخاب آزاد توست،اختیار توست …!<br>نامش را در شناسنامه ات نمی نویسند …!<br>نامت را در شناسنامه اش نمی نویسند …!<br>دوست عرف نیست …<br>عادت نیست …<br>معذوریت نیست …<br>دوست از هر نسبتی مبراست …!<br>دوست سایبان دلچسبی ست ،<br>تا خستگی ات را با او به فراموشی بسپاری …!<br><br><br><br>+ پ.ن<br>المیرای عزیزم<br>دوست جونیه حدیث<br>میدونم که میدونی ،امابازم میخوام ازت تشکرکنم به خاطر اینکه هستی درکنارم...<br>توی نه سالی که باهم دوستیم،هرلحظه دلیلی برای غافلگیری من پیدامیکنی و هیچ وقت نمیذاری تکراری بشه این دوستی و همیشه بهانه ای داری برای خندوندن من <br><br>عزیز دل و یکی یدونه ی دلم،دعامیکنم خدا هرروز و بیشتر و بیشتر دوام وقوام دوستیمون رو بیشتر کنه...<br>دعامیکنم زوده زود به اون ذوق و شوقی که توی دلمون داریم برای رسیدن به نقشه هامون،برسیم و دعامیکنم همیشه سلامت باشی...<br>دوست جونی خودم یه عاااالمه دوست دارم <br><br>به قول بهارکوچولو: آیلا <br>بهانه ی آرامش و لبخندم،همیشه شادباشی دوستم .<br> text/html 2015-10-03T19:44:37+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث امروز http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/469 از دنیا دلگیرم...<br><br>+همین امروز <br>شنبه 11 مهر 1394 <br> text/html 2015-09-24T07:01:16+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث عیدقربان 94 http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/468 <img src="http://uupload.ir/files/3sg9_photo_2015-09-23_10-31-02.jpg" alt="" align="bottom" height="487" hspace="0" border="0" vspace="0" width="487"> text/html 2015-09-12T11:54:30+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث هورام درکاخ نیاوران http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/467 <font face="Mihan-IransansBold" size="3"><font color="#003333">سلام دوستای مهربون<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/1.gif"><br>دیروز توی کاخ نیاوران واقعا جای همگیتون خالی بود وخیلی خوش گذشت<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"><br>به زودی نمونه کارهام رو براتون میذارم </font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/5.gif"><br></font><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br>برای دیدن و سفارش کارهای هورام از طریق راه های زیر میتونیداقدام کنید&nbsp; <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif"></font><br><font color="#339999"><br></font><div align="left"><font color="#339999" size="3"><b><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">Instagram : houram7<br>telegram : @houram7</font></b></font><br></div> text/html 2015-09-09T08:47:23+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث هورام http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/466 <font color="#CC6600" size="3"><b><font face="Mihan-IransansLight">*هورام* درجشن خیریه بنیادنیکوکاران شریف <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/1.gif"><br>زمان : جمعه 20 شهریور 1394 / ازساعت 12 الی 21 <br>مکان : تهران . کاخ نیاوران <br><br></font></b></font><div align="right"><font color="#CC6600" size="3"><b><font face="Mihan-IransansLight">مشتاقانه منتظر دیدار روی ماهتان هستیم <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/53.gif"><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/3.gif"></font></b></font><font color="#CC6600"><br></font><br><br>-------------------------------------------------------------<br><font face="Mihan-Koodak" color="#336666" size="2">پ.ن :<br>هورام یعنی مرتفع<br>هورام به زبان کردی و اسم دختر هست <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/5.gif"><br><br>هورام اسمیه که برای ارائه کارهای هنریم انتخاب کردم&nbsp; وانواع کیف های چرمی وپارچه ای وترکیبی ،گوشه ای از کارهای هورام هستن <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif"><br><br>هورام حدودا سه سالی میشه که همراه و همیار حدیث شده و سرعت موفقیتش هم روز به روز داره بیشتر وبیشتر میشه و حضورش در جشن خیریه شریف هم یکی از موفقیت هاش به حساب میاد <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif"><br><br>خوشحال میشیم که هم در جشن حضورداشته باشید و هم به دیدن هورام بیاید<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"></font></div> text/html 2015-08-16T19:59:15+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث بدون عنوان !!! http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/461 عاشق زنی مشو <br><br>که می اندیشد،<br>که می داند،<br>که داناست،<br>که توان پرواز دارد،<br>به زنی که خود را باور دارد!<br>عاشق زنی مشو که<br>هنگام عشق ورزیدن، می‌خندد یا می‌گرید،<br>که قادر است جسمش را به روح بدل کند،<br>و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"!<br>(اینان خطرناک‌ترین‌ها هستند)<br>و یا زنی که می‌تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،<br>و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!<br>عاشق زنی مشو که<br>پُر،<br>مفرح،<br>هشیار،<br>نافرمان<br>و جوابده است!<br>پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی؛<br>چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می‌شوی،<br>چه با تو بماند یا نه،<br>چه عاشق تو باشد یا نه،<br>از اینگونه زن<br>بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست! <br><br>"مارتا ریورا گاریدو"<br>&nbsp;شاعر معاصر دومینیکن<br> text/html 2015-08-02T19:59:19+01:00 hayajanearamesh.mihanblog.com حدیث !!! http://hayajanearamesh.mihanblog.com/post/460 یه وقتایی<br>یه چیزایی<br>یه حرفایی<br>یه آدمایی<br>&nbsp;برت میدارن پرتت میکنن به گذشته<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/22.gif"><br>جوری پرتت میکنن به گذشته ات که وقتی به خودت میای میبینی حساب زمان ومکان از دستت دررفته!<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/46.gif"><br>میدونی که زندگیه خوبی داری و حال خوبی داری،هرچند باسختی های روزگار ،اما خب داری خیلی قشنگ زندگیتو میکنی و شادی وامیدوار به همه چی...<br>اما جوری پرت میشی به گذشته که وقتی به خودت میای نمیدونی بازم خوبی یانه!<br>نمیدونی اصلا چرا باید اینجوری بشه؟؟؟<br><br>آهای بعضیا....<br>هیچی <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/46.gif">